سالی عزیز
هر بار و هر روز من ب یاد توام
یکبارم تو ب یاد من بیوفت
چی میشه مگه؟؟
نمیدونم ب تو تنهایی چی میگذره... هر چند تو انقدر خوب بودی ک همیشه جات راحته
ولی ب من تنهایی خوش نمیگذره
روزی هزارتا آدم از کنارم رد میشن و هزارتا ادم میبینم
عین مجسمه هستن همه دیگه برا من
آیا من روحم مرده ؟؟؟؟
کاشکی بودت. بدون تو خوشی نمیبینم
تو ک گزاشتی و رفتی برا خودت راحتری... منم ک باید عذاب همه چی رو بکشم و از همه مهمتر عذاب نداشتن تو و بازم سختر اینکه نمیشه بگم چمه
دیگه از جان افتادم... جدی جدی از جان افتادم
سالی چ کنم برات؟؟؟ ترو قرآن کمکم کن
+ نوشته شده در ساعت توسط
|