سالی عزیز
ی چیزایی اذیتم میکنه. مثل نبودن تویی ک حتی نمیتونم ب زبان بیارم
تو پنج سال دنبال همین دوست داشتن بودی
حالا ک من دوستت داشتم و خاستم قبول کنم تو رفتی؟؟؟
مرسی ک تا لحظه آخر منو خاستی
مرسی ک تا لحظه آخر خوب بودی
اما کاش انقدر خوب نبودی تا من الان ی شب راحت بخابم
بعد از تو هیچ کسی رو ب منش تو ندیدم
من با این درد چ کنم
با اشکی ک زود میریزه چ کنم
من مگه میتونم حال خودمو خوب کنم؟؟؟
سالی ترو قرآن... ترو ب حضرت علی ک همه کاری براش میکردی ی فکری کن
من تاب ندارم. وجدانم درد میکنه
+ نوشته شده در ساعت توسط
|