سالی عزیز
پسر شاعری رو دیدم دیروز
دل تو دلم نبود... ی جوری بودم وقتی باهاش حرف میزدم و گواهی رو بهش دادم
حتی حرف زدن و همه چیش شبیه تو بود
نمیدونستم نگاش کنم تا دوباره تو چهرش تو رو ببینم یا رومو برگردونم تا نبیننش
سالی خیلی اذیت شدم تا رفت
کاش عاشقت نمیشدم
کاش تو میفهنیدی من چ میکشم با درد نبودنت
+ نوشته شده در ساعت توسط
|