سالی عزیز
من اگر تو رو راندم از خودم بقران دلیل بر بدی تو نبود... خودم شرایط نداشتم
توی بد موقعی بود.. دقیقا همون پنج شش سال سخت و پر مشکل زندگی
تو هم اون موقع اومدی... تو خوب و پاک بودی من نمیتونستم ذهنمو بزارم رو اینکار
وقتی یکم اوضاع اوکی شد دیدم تو راست میگی من بیخودی مخالف بردم
خاستم بیام سمتت ک تو دیگه هیچ وقت نبودی
عزیزم لطفا هیچی رو ب حساب بی معرفتی و بی غیرتی من نزار
همه رو بحساب بی تجربگی و مشکلات بزرگ و بی پدریم بزار لدفا
نشد سالی عزیز نشد... عمق پشیمونیم فقط خدا میدونه
فقط بدون من ادم بی غیرتی نیستم و نبودم ...
ببخشید امروز خیلی کار کردم چشام خیلی میسوزه.. تو گرما رفتم و اومدم
اگر بیشتر بنویسم الان اشکم میاد دیگه فردا بدبختم با چشم. درد
کاش الان ک میخابم دیگه پا نشم.. دوست دارم خابتو ببینم
لطفا از من بگذر
+ نوشته شده در ساعت توسط
|